نقش مایه های سکه های ساسانی قسمت دوم

نقش مایه های سکه های ساسانی  قسمت دوم

 سکه های دوره ساسانی درای نقش های متنوع و با پیشینه ای به قدمت تاریخ آن سلسله بوده که بررسی همه طرح های آن کاری بس دشوار است.
نقش سکه های ساسانی در تاریخ
سکه های ساسانی دو نقش در تاریخ هنر این دوره ایفا کرده اند. از یک طرف ابزاری برای تأیید اسناد، ثبت کردن وقایع اصلی تاریخی و کمک به تاریخ گذاری ابنیه و آثار بوده اند و از طرف دیگر، آن ها خود آثاری هنری به حساب آمده و سزاوار مطالعه و توجهی این چنینی هستند. در اهمیت سکه ها به عنوان اسناد تاریخی هیچ شکی نیست، اگرچه دارای کتیبه ای تاریخ دار تا قبل از حکومت فیروز نیستند. با این حال، آن ها در یک ترتیب مستمر طبقه بندی شده اند که اطلاعات لازم را در اختیار می گذارد. در نتیجه سکه در دانسته هایی دربارۀ تقسیم بندی سه گانۀ تاریخ سیاسی سلسلۀ ساسانی سهم بسزایی دارد. ارزش آن ها در تاریخ گذاری آثار کمتر به چشم می خورد ولی در واقعی بودن و اهمیت آن ها شکی وجود ندارد. برای داشتن درک واقعی از سکه ها می بایست بر اساس محل ضرب و نیز دورۀ حکومتی آن ها شناسایی  شوند.
آیینی که پیشقدمان سکه زنی ساسانی نسبت به تمدن یونانی مآبی بر عهده داشتند به خوبی عیان است. لیکن سکه های خود ساسانیان به هیچ وجه صرفاً اقتباسهایی متعارف نبوده اند که معمولاً به هنگام انتقال یافتن سلسله ای به سلسلۀ دیگر روی می دهد، بلکه مشخص به بسیاری ویژگی های نو ظهور و سجیّه ای اختصاصاً ایرانی شناخته شده اند. در مرحلۀ نخست شاهد این ابتکار می گردیم که شکل ضخیم و زمخت قرصکهای فلزی که در سکه زنی دنیای کلاسیک به کار می رفته کلاً تغییر هیئت یافته، و برای نخستین بار در تاریخ ضرب سکه به صورت صفحه ای گرد از فلز نازک و صاف درآمده است، یعنی هیئتی آراسته و بهنجار که از آن پس در سراسر دنیای عرب، و امپراتوری بیزانس و اروپای قرون وسطا شایع ماند.
ویژگی بازر روی سکّه نیم رخ سرو سینۀ شاه با نگاه به سمت چپ است. در نمونه های عالی، مانند سکه های شاپور اول، چهره سازی ها در حد کمال انجام یافته و علایم صورت با مشخصات سرزندۀ فردی نشان داده شده اند. سطح گرد سکه با حفظ تناسبات درست از نقش پر شده بی آنکه وضع تراکم و تنگی به وجود بیاید؛ تاج و نشانه های شاهانه نیز به راحتی جایگزین گردیده و بر چهره شان سنگینی نمی کنند. اما با اینکه چهر ه سازی موفقیت آمیز تا زمان انقراض آن سلسله دوام می یابد، دوره هایی نیز به طور منقطع نقایصی در آن کار پدیدار می گردد و بدین گونه که تاج و جواهرات شاهی بر علایم و احوال چهرۀ فردی غلبه می یابد؛ یا اینکه نوشته های پیرامون صورت از مرز مقّرر خود به داخل محدودۀ سر تصویر تجاوز می کند؛ و باز عیب بارزتر اینکه طرح کلّی به علت فقدان نقطۀ کانونی، کیفیت وحدت هنری خود را از دست می دهد. در بیشتر موارد شکلهای اختصاصی تاج های شاهی برای پی بردن به هویت و درستی منسوب داشتند سکه به فرمانروای پدید آورندۀ آن کفایت می کند. یکی دیگر از ویژگی های سکه های ساسانی، که در سکه های هخامنشی و پارتی اجرا نگردیده، اختصاص دادن محلی بارز و مقابل نظر در « روی» سکه برای نام پادشاه است، که به زبان پهلوی نوشته می شده است.
پشت سکه همواره به عرضه داشتن عنصر یا نمادی دینی اختصاص داده می شد، و چنانکه مشاهده می کنیم، با تغییراتی که الزاماً در طول تاریخ بر آن وارده آمد، تا زمان حاضر یکی از ویژگی های اصلی سکه زنی ایرانی برقرار مانده است. نقش مرکزی شامل آتشدان زردشتی با شعله ها که از میان آن متصاعد می شود، وبا دو نگهبان آتش ایستاده بر دو طرف آن. نمونه های دیگری که ضرب سکه از اوایل سده چهارم بعد میلاد به خود دید، و آزمایش های مکرری که در زمان بهرام چهارم برای تعیین محل نوشتۀ ضرب در پشت سکه به عمل آمد، نهایتاً از دورۀ پادشاهی یزدگرد اول به بعد محل نوشته به پشت سکه و کنارۀ سمت راست و از بالا به پایین تثبیت گردید. در حدود صد نوع نوشتۀ روی سکه شناسایی شده اند ولی فقط هویت نیمی از آن ها را به طور یقین تعیین کرد. همچنین تاریخ ضرب سکه از سال 499 میلادی به بعد، در زمان پادشاهی قباد اول قابل شناسایی می شود، زیرا بر پایۀ سال جلوس پادشاه آن تاریخ برپشت و در سمت چپ، به خط پهلوی و از بالا به پایین ضرب خورده است. این ضبط درست زمان و مکان، که بعد ها به طور مستمر تا زمان حاضر در سکه زنی معمول ماند، به تاریخ نویسان، باستانشناسان کمک بسیاری رسانده و موجب کمال خشنودی آنان بوده است.
با وجود همۀ تغییراتی که در ضرب سکه روی داده این نکته مورد توجه است که دِرهمهای  نقره، که بخش عمده سکه های ساسانی را تشکیل می دادند، بر همان عیار توزینی آتنی، که در سکه زنی پارتیان به کار گرفته شده بود، متکی ماندند.

در سکه‌های شاهان پارس افسر و نشانه‌های شاهی، تصویر پرستشگاه، آتشدان با آتش شعله‌ور و مظاهری از ماه و ستاره و نقش اهورامزدا ضرب شده که نشان می‌دهد که در این استان ایران برخلاف دیگر نواحی آتش مقدس را ستایش و اهورامزدا را پرستش می‌کردند و آئین کهن همچنان بر جای بوده‌است. به گفتۀ طبری تا سدۀ سوم میلادی خاندان بازرنگی بر پارس فرمانروایی داشتند بنا بر نوشته‌های تاریخی باستان از آغاز سدۀ سوم میلادی در دودمان پارس تحولی به وقوع پیوست و بابک فرزند ساسان  حکومت این سرزمین را به دست آورد و پس از چندی پسر بزرگتر خود شاپور را بر تخت شاهی نشاند.
بر روی سکه‌های شاهان پارس پیش از به پادشاهی رسیدن اردشیر بابکان تصویر شاه آن سرزمین و بر پشت سکه تصویر پدرش دیده می‌شود. بر روی سکه نام و عنوان شاه به‌صورت «بغ (فرمانروا)، شاه» و بر پشت سکه نام و عنوان پدر شاه به‌صورت «فرزند بغ شاه» نوشته شده‌است. تا زمان حاضر سکه‌ای از پاپک پدر اردشیر بابکان بدین شکل به دست نیامده‌است. تنها پنج‌درهم نقره به نام پسر بزرگ پاپک و برادر بزرگ اردشیر بابکان، به شاپور یافت شده‌است. بر روی این سکه تصویر شاپور بر تخت شاهی پارس و بر پشت سکه تصویر پاپک با کلاه مرواریددوزی شده ضرب شده‌است. آغاز تاریخ ضرب اولین سکۀ ساسانی که نام فرمانروایان ساسانی جایگزین نام شاهان دودمان پیشین شد، حدود سال ۲۰۹ میلادی دانسته می‌شود. تقریباً تمامی سکه‌های ضرب خورده بعد از دوره خسرو دوم از نظر صورت و لباس و تاج و عناصر پشت سکه بطور کامل به سکه‌های خسرو دوم شباهت دارند. سکه‌های قباد دوم، اردشیر سوم، پوران و قسمتی از سکه‌های یزدگرد سوم موارد استثنا هستند. 

 بررسی طرح  سکه های ساسانی
اولین سکه ی ساسانی مربوط به اردشیر مؤسس سلسله و آخرین سکه از یزدگرد سوم است و سکه همه پادشاهان تقریباً پیدا شده است. از سکه های ساسانی آنانی که زیاد به دست آمده و فراوان است مانند سکه خسرو پرویز که تقریباً  37 سال بر تخت نشست و چندین مرتبه سکه زد بهای چندانی ندارد ولی سکه پوراندخت ارزش زیادتری دارد از جمله سکه های کمیاب است.
تا زمان بهرام عنوان روی سکه ها، ملکا، شاهان شاه، بوده ولی از آن به بعد ملکان ملکا ایران وانیران، نوشته شده است در بیشتر مسکوک از زمان بهرام پنجم به بعد القاب پادشاه نوشته شده و پشت سکه معمولاً شکل آتشدانی است که در وسط دو نفر قرار گرفته است و پشت سکه پادشاهان محلی فارس در زمان سلوکی ها و اوئل پارت ها نیز شکل آتشدانی بوده است.
سکه های پادشاهان ساسانی هر کدام به نقش خود آنها ضرب شده بوده است. روی سکه اردشیر دو نیم تاج نقش گردیده یکی با نوک تیز مانند تاج شاهان اشکانی و دیگری کروی شکل مثل تاج سایر شاهان بعدی و نوشته های روی آن نیز بر حسب توسعه شاهنشاهی تغییر دارد اولین سکه اردشیر روی آن نوشته شده «ارتخشیر یزدانی» دومی «مزدیسن بغی_ملکان ملکا» سومی «مزدیسن بغ ارتخشیر ملکا ایران مینوچیتری من یزتان» سکه های اردشیر اول نشان دهنده به قدرت رسیدن اوست. اولین سکه های او نمونه های نقره ای کمیابی است که هنوز به شیوه و قالب اشکانی است و نیم تنۀ کلاهخود بر سر پاپک و اردشیر را نشان می دهد. نیم تنۀ اردشیر از روبه رو شبیه به سکه های بلاش است. نمونه های کمیاب تر مشابه متعلق به دورۀ حکومت کوتاه شاپور،  برادر بزرگ تر اردشیر است که نقش پدرش، پاپک، نیز در آن دیده می شود. در سکه های مرحلۀ دوم اردشیر شاهد پیشرفت بزرگی از نظر هنری هستیم. این سکه ها زیباترین تولیدات سکه ای هستند که طی نزدیک به چهار سده در ایران ضرب شده بودند. اردشیر هنوز لباسی اشکانی بر تن دارد و کل کار تقلیدی از سکه های مهرداد دوم است که حتی می توان آن را چهرۀ او دانست. اردشیر نیز خود را همچون مهرداد دوم که نخستین احیا و متحدکنندۀ سرزمین های هخامنشیان با حکومتی واحد بود، دومین احیا کنندۀ بزرگ شاهنشاهی ایران بود. به علامت علاقه مندی و توجه او به دین زردشتی، نقش پشت سکه ها آتشدان است. نوع بعدی سکه های اردشیر دارای نقشی مشابه در پشت سکه ها است ولی نقش روی سکه ها چهرۀ اردشیر است که دیگر لباس اشکانی بر تن ندارد و در عوض لباس مخصوص به خود پوشیده و موی سر و ریش مجعد و به شیوۀ دوران قدیم ضرب شده است. این چهره با نقش برجستۀ رستم قابل قیاس است. نوعی دیگر از سکه ها، تاجی کنگره دار، مشابه آنچه که شاپور اول داشت، بر سر دارد، و در نمونه های کمیابی به همراه ولیعهدش
، شاپور، رو به روی هم بر روی سکه نشان داده شده است.
روی سکه شاپور اول نقش نیم تنه شاه با تاج کنگره داری که بالای آن شیئی کروی شکل نظیر تاجی که نقش رستم روی سر شاه نقش شده دیده می شود و نوشته روی آن دو عبارت است: یکی «شاه پهریزدانی، خدایگان شاپور» مربوط به زمان ولایتعهدی که معمولاً شاه بخشی از کشور بوده و دیگری در زمان پادشاهی اش با مفهوم «مزدیسن شاهپوهر ملکان ملکا ایران مینوچیتری من یزدان» شاپور اول با اضافه کردن دو نگهبان آتش در دو طرف آتشدانی که در سکه های پدر او نیز بود، نوعی جدید از نقش پشت سکه ها را پدید آورد که تا پایان دورۀ ساسانی استمرار یافت؛ توجه بسیاری به این دو نقش انسانی کوچک دو طرف آتشدان معطوف شده و از این طریق اطلاعات زیادی در خصوص آیین های زردشتی به دست آمده است. در روی سکه، شاه تاجی کنگره دار با گوش بند و گویی بزرگ بالای آن، بر سر دارد که مشخصۀ لازمۀ تاج های شاهی ساسانی است. ریش او از حلقه ای رد شده و مجعد است؛ ولی موها به روش هخامنشیان پشت سر به صورت دسته ای مجعد جمع شده است.


    به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
تلگرام فیش بوک اینستاگرام لینکداین تویتر

    برچسب ها


    دیدگاه شما



ثبت دیدگاه




فروشگاه و تعمیرگاه کولر اتومیل خلیل
بانک جامع اطلاعات پزشکان استان گلستان