نقش مایه های سکه های ساسانی قسمت اول

 نقش مایه های سکه های ساسانی  قسمت اول

:تاریخچه
 سلسله ی ساسانیان نام یکی ازخاندان پادشاهی ایرانی است که از سال ۲۲۴ تا ۶۵۱ میلادی  بر ایران فرمانروایی کردند؛ بنیان این شاهنشاهی یکپارچه را اردشیر بنا کرد. سلسله ی ساسانی آخرین سلسله پیش از دوره اسلامی در ایران بودند. شاهنشاهان ساسانی که ریشه‌شان از استان پارس بود، بر گستره بزرگی از آسیای باختری سلطه یافته، گستره فرمانروایی خود؛ کشور ایران را برای اولین بار پس از هخامنشیان، یکپارچه ساخته و زیر فرمان تنها یک دولت شاهنشاهی آوردند. پایتخت ایران در دوره ساسانی، شهر تیسفون در نزدیکی بغداد ، در عراق امروزی بود.
نام «ساسانیان» از «ساسان» گرفته شده، که اردشیر از نوادگان اوست و داریوش سوم هخامنشی را از نیاکان او دانسته اند. این نسبت هم در کارنامه اردشیر بابکان گواهی داده شده و هم به نوشته شاهنامه، ساسان پدر اردشیر، چوپانی بود از بازماندگان که در فارس زندگی می کرد. اردشیر علاوه بر اینکه در دستگاه بابک پرورش یافت، که موبد آتشکده آناهیتا بود  شهردار و مرزبان پارس هم بود،  ولی درباره نسبت او با بابک اختلاف وجود دارد.
ساسانیان رفته‌رفته توانمندتر شده، هویت فرهنگی، نظامی و مذهبی ایرانشهر را نزدیک به چهارصد سال گسترش داده و مرزها را تا سالهای پایانی برپایی‌شان، به گستره امپراتوری هخامنشی نزدیک‌تر کردند، هرچند که با گذشت زمان، دستگاه مذهبی در کار کشورداری و دربار نفوذ بسیار نمود و نبردهای چندین ساله با رومیان نیز، کشور را فرسودند. پرده پایانی شاهنشاهیِ ایرانشهرِ ساسانی، در پایان دوره خسرو پرویز با پیروزی سپاه ایران در نبرد اورشلیم  فرو افتاد. پیروزی در این نبرد ۲۱ روزه به فرماندهی شهربراز سردار خسرو، و با یاری جنگ افزارهای سنگین و دژکوب و منجنیق، همراه شد با فرستادن چلیپای ترسایان از اورشلیم به پایتخت ایران اما این واقعه خشم رومیان مسیحی را به دلیل بی‌احترامی به چلیپای مسیح برانگیخت؛ نبردهایی به شکست و عقب نشینی سپاه ایران انجامید و سرانجام خسروپرویز، شاه نیرومند و با اراده‌ای که با وجود اشتباه‌ها و معایبش، در دوران پادشاهی خود جلوی زیاده‌خواهی بزرگان را گرفته بود، با خشم بزرگان بخاطر شکست‌ها، به ظاهر با مکر و دسیسه از سوی برخی سپاهیان، و با همکاری پسرش شیرویه قباد دوم کشته شد
با مرگ خسرو، و در پی آن مرگ شک برانگیز قباد، در زمانی کمتر از شش ماه، چرخه‌ای مرگبار از کینه توزی، جاه طلبی و خونخواهی آغاز شد و به فروپاشی دستگاه ساسانی انجامید. بسیاری از بزرگان و ارتشیان کشته شده تا آنجا که در نبود مردان خاندان شاهی، پوران دختر خسرو پرویز و پس از او، آزرمیدخت، خواهر پوراندخت را به شاهی برگزیدند. با گزینش‌های پی‌درپی و برگزیدن بیش از ده شاهنشاه در مدت چهار سال، یزدگرد سوم از سوی بزرگان استخر برگزیده شد ولی چون نسبتی نزدیک با شاه نداشت محبوبیتی نیافت. سرانجام لشکر خلیفه عمرابن الخطاب آگاه از ناتوانی مرزبانان، رفته رفته به کشور نفوذ کرد. بازمانده سپاه ایران در نبرد جسر  پیروز شده، ولی دو نبرد سرنوشت سازِ قادسیه و جنگ نهاوند با پیروزی اعراب پایان یافتند. پایتخت ایران، شهر تیسفون در سال ۶۳۷ میلادی به دست اعراب افتاد، یزدگرد سوم با سرنوشتی نامعلوم گریخت و اثری از اویافت نشد؛ به نظر بعضی مورخان آسیابانی از مرو او را بخاطر جامه زربفت‌اش کشت. با مرگ یزدگرد در سال ۶۵۱ میلادی، سلطنت ساسانی پایان یافت، هرچند که بازماندگان خاندان شاهی در ایران، یا گریختگان به چین، از جمله پیروز پسر یزدگرد؛ برای استقلال دوباره ایرانشهر از خلافت عمر بسیار کوشیدند.
این باور و این دید ایرانشهری یا منش ایرانشهری یا ایرانی از دوره ساسانی سرچشمه گرفته است. ساسانیان اولین سلسله ای در ایران هستند که ایده ایرانشهر را به عنوان یک ایده سیاسی و هویت فرهنگی ایرانیان برپا می کنند. مهمترین میراث ساسانیان این است که ما اکنون ۱۸۰۰ سال است با این ایده زندگی می کنیم. ما پیدایش این ایده را مدیون ساسانیان هستیم.
یکی از عناصر مهم شکل گیری این مفهوم پیدایش خداینامه در زمان ساسانیان است.

سکه های شاهی اردشیر، پسر پاپک، از سلسلۀ کوچک محلی استخر زمانی آغاز شد که او آخرین پادشاهان بزرگ اشکانی، بلاش پنجم و اردوان پنجم را شکست داد و خود را شاه نامید. سکه های ساسانی هم مانند دیگر حوزه ها، بازتاب واکنش نسبت به یونانی مآبی اشکانیان یونانی مآب است. چهره نگاری کاملاً ایرانی است وتمامی آثار باقی مانده از ظریف کاری یونانی را از سکه های اشکانی قرن دوم می زداید. نقوش پشت سکه تاثیر گرفته شده از دین زردشتی و کاملاً متفاوت است با القاب آسمانی که به شیوۀ یونانی در پشت سکه های پارتی در ستایش بنیانگذار سلسلۀ اشکانی یاد شده است. ساختار سکه ها نیز تغییر کرد: صفحۀ پهن نازکی که فضای کافی برای طراحی هنرمند به وجود می آورد و حتی در اواخر دورۀ ساسانی نیز ابعاد گستری یافت. جنس سکه ها مانند دورۀ اشکانی از نقرهبوده است، اما در قرن سوم مسیحی و تحت تأثیر رومیان، میزان قابل توجه ای از سکه های طلا نیز استفاده شد و سکه های مسی نیز به نظر می رسد که چندان معمول نبوده اند. تنوع در سکه ها از نظر سبک اثری نیست و با وجود علاقه مندی پادشاهان ساسانی به ثبت آثارشان در زمینه هنر، عجیب است نشانی از یادبود رویدادهای تاریخی در سکه ها وجود ندارد؛ مخصوصاً این که نمومنه های سکه های شاهنشاهی به خوبی برای آن ها شناخته شده بود. علل دینی و تجاری می تواند در این محافظه کاری مؤثر بوده باشد، چنان که در دیگر پول های مهم جهان نیز قابل مشاهده است. بارزترین نمونۀ سکه های یادبود سکه هایی با طرح پسر شاه موجود است و یا در مورد سکه های بهرام دوم که نقش شاه با نقش شاه بانو همراهی می شود. مورد اخیر گویای اهمیت و جایگاه بلند زنان در پادنشاهی ساسانی است و در این خصوص حتی شاهد سکه های مستقل شهبانوانی به نام خود آن ها هستیم که ار آن جمله «پوران» را می توان نام برد.


    به اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
تلگرام فیش بوک اینستاگرام لینکداین تویتر

    برچسب ها


    دیدگاه شما



ثبت دیدگاه




فروشگاه و تعمیرگاه کولر اتومیل خلیل
بانک جامع اطلاعات پزشکان استان گلستان